تبليغاتX
.:❤قدیمیترین وبلاگ عاشقانه*♠SheShe.Ir♠* - شب آغاز هجرت تو
درباره بلاگ

my

دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم به ياد تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت

من...!

سایت شخصی من

فیسبوک

چت در یاهو

آرشیو بلاگ
دوستان من
نظرسنجی
آمار بلاگ

سخنی کوتاه اما زیبا...!

آنچه انجام می دهم و آنچه به خواب می بینم سرشار از توست، همچنان که می ناب مزه انگورش را به همراه دارد و آنگاه که خدای را می خوانم، او نام تو را بر زبانم جاری می بیند و در میان چشمانم دو قطره اشک می بیند...
الیزابت برت برونینگ

شب آغاز هجرت تو

شب آغاز هجرت تو      شب در خود شكستنم بود

شب بی رحم رفتن تو        شب از خود نشستنم بود

شب بی تو شب بی من      شب دل مرده های تنهام بود

شب رفتن شب ماندن      شب دل كندن من از ما بود

واسه جشن دلتنگی ما    گل گریه سبد سبد بود

با طلوع عشق من تو      هم زمین هم ستاره بد بود

از هجرت تو شكنجه دیدم   كوچ تو اوج ریاضتم بود

چه مومنانه از خود گذشتم    كوچ من از ما نهایتم بود

به دادم برس به دادم برس    تو ای ناجی تبار من

به دادم برس به دادم برس    تو ای قلب سوگوار من

سهم من جز شكستن من   تو هجوم شب زمین نیست

با خرابان خاكی من            شوق پرواز آخری نیست

بی تو باید دوباره برگشت     به شب بی پناهی

سنگر وحشت من از من          مرحم زخم پیر من بود

واسه پیدا شدن تو آینه      جاده سبز گم شدن كو

بی تو باید دوباره گم شد       تو غبار تباهی

نوشته شده در 90/01/06 | دستنویس: محمد |