تبليغاتX
.:❤قدیمیترین وبلاگ عاشقانه*♠SheShe.Ir♠* - مثل خارم رو زمین
درباره بلاگ

my

دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم به ياد تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت

من...!

سایت شخصی من

فیسبوک

چت در یاهو

آرشیو بلاگ
دوستان من
نظرسنجی
آمار بلاگ

سخنی کوتاه اما زیبا...!

آنچه انجام می دهم و آنچه به خواب می بینم سرشار از توست، همچنان که می ناب مزه انگورش را به همراه دارد و آنگاه که خدای را می خوانم، او نام تو را بر زبانم جاری می بیند و در میان چشمانم دو قطره اشک می بیند...
الیزابت برت برونینگ

مثل خارم رو زمین
سلام دوستای خوشگل و نازنینم

اول از همه یک معذرت خواهی خیلی خیلی بزرگ از همه شما بخاطر اینکه اومدید سر زدید و نظر گذاشتید ولی من نتونستم جواب شما دوستای گلم رو توی این 10 روز گذشته بدم.امیدوارم منو ببخشید...دوستون دارم

اما بریم سر اصل مطلب....توی این 10روزی که نبودم اتفاقات جالبی افتاد...هم تلخ...هم شیرین

هفته پیش شیدا دوباره زنگ زد.یکشنیه شب تاریخ 8/12 بود که دیدم زنگ زد.کلی با هم حرف زدیم و گفتیم...فکر کنم تا خود صبح حرف زدیم.ولی خوب گفت و گوی معمولی و عین 2تا دوست و صحبت خاصی پیش نیومد.

پنجشنبه همون هفته که میشد تاریخ 12/12 روز نامزدی خواهرم بود.مادرم شیدا رو دعوت کرد برای جشن پنجشنبه.من هم خوب 100% خوشحال از اینکه شیدا رو بعد از نزدیک به 5سال میخوام ببینم...چند روزی رو توی افکار خودم درگیر ساختن توهمات و از این افکاری که هیچوقت به واقعیت نزدیک نیستند بودم.

خلاصه روز پنجشنبه از موقعی که جشن شروع شد من چشم به در بودم و تا آخر جشن که صندلی ویژه هیچ وقت پرنشد.

بازهم نشد که بشه....بازهم نشد من شیدا رو ببینم....بازهم نشد.....

عیب نداره من همچنان مصمم به راه خودم دارم ادامه میدم و خدا با خود خودتم عیبی نداره هرچه خواهی کن من کم بیار نیستم و از این به بعد دیگه بپرخ تا بچرخیم.(دوست دارم خدا)

مثل خارم رو زمین توی صحرا     تو مثل بارون تندی داری سبزم میکنی

اگه تنهام رو زمین توی شبها      تو مثل ماه بزرگی که نگاهم میکنی

توی شنزارای خالی اگه بارون نگیره  نمی مونه خار تنها توی خشکی میمیره

چی بگم من تکو تنها وقتی تاریکی میاد   توی تاریکی میترسم اگه مهتاب بمیره


شیدا عاشقانه میمیرم برات

نوشته شده در 89/12/20 | دستنویس: محمد |