
سالهاست پیراهن عشق را بر تن کردم.پیراهنی که به سلیقه خودم انتخاب نشده است.نمیدانم بهم می آید یا نه.
تا قبل از جدائی تو رنگ خوبی داشت...رنگهای دلنشین.اما از وقتی تو رفته ای این پیراهن به 2 رنگ تبدیل شده است.رنگ دلتنگی و تنهائی
با این پیراهن روزهای خوب و بدی را تجربه کرده ام.خاطراتی به تلخی تنهائی و خاطرات شیرینی همانند لبخند زیبای تو.اما چند وقتی است که انگار هر روز این پیراهن برایم تنگ تر میشود و نفسهایم به سرعت کاهش میابد.نمیدانم که چه بر سر این پیراهن آورده ای که حتی اگر نفسهایم را بگیرد او را از تن خود جدا نخواهم کرد.
حال نیز این پیراهن خوش بو را دوست دارم.وقتی به پیراهنی که تو بر تنم کردی نگاه میکنم،چشمان زیبای تو،لبخند های شیرین،طعم خوب بوسیدن تو،اشکهای نادیده من،لب پر از حرف و سکوت من،تنهائی سوزناک،شبهای سرد و.... را میبینم.
شیدای نازنینم این پیراهن را فراموش کردی؟پیراهنی به نام عشق...پیراهنی که چشمان تو برایم انتخاب کرد.حال دیگر این پیراهن را پسند نمیکنی؟
عاشقانه میمیرم برات گلم