تبليغاتX
.:❤قدیمیترین وبلاگ عاشقانه*♠SheShe.Ir♠*
language_ch فارسي English
! سلام و خوش آمديد
عشق هميشگي است اين ما هستيم که ناپايداريم }
عشق متعهد است مردم عهد شکن
{عشق هميشه قابل اعتماد است اما مردم نيستند
لئوبوسکاليا
90/05/28
عنوان مطلب : چه زمستانی بود



آن شب از سردی دستان تو لرزید تنم

و بخاری ز دهان خارج شد

و نشست روی آن شیشه شفاف حیاط

پشت آن شیشه تو را می دیدم

دم در ، کنج حیاط

تو نگاهم کردی ...

با همان دست یخم روی بخار

من نوشتم که تو در قلب منی

و تو خواندی از دور...

و ندیدی لرزش لبها را

و تو رفتی آن شب...

دانه هایی چو بلور از هوا میبارید

سوز آن روز هنوز

شده سوز دل من

چه زمستانی بود

که هنوزم از خواب ، من نگشتم بیدار....

!!!...
 
 

(c) Copyright 1384-1390 Sheshe.ir All Rights Reserved
 
 
   
Follow Mohammed Facebook!
سايت شخصي من

دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم به ياد تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت