نرفته قولم از یادم هنوزم ساده و صافم
دارم اندازه ی قلبت با اشکام عشق می بافم
تا روزی که تو بر گردی به این در خیره می مونم
مگر چه دوری از دستت تو دوسم داری میدونم
هنوز خالیه جات اینجا هنوزم من وفادارم
هنوزم توی این خونه من از هر چی دوتا دارم
یه وقتایی دوتا بشقاب میچینم تو میگی سیرم
یه وقتایی بدون تو باهات مهمونی میگیرم
منم کابوس شبهاتو تویی رویای هر روزم
واسه هر شب دعا کردن دارم سجاده میدوزم
اگر پای درختی خشک با اشکام آب میریزم
خودم حالیمه بی جونم ولی از عشق
لبریزم